می ترسم از خودم، به خودم طعنه می زنم...
به امام زمانم (عج)....
اردیبهشت بی تو برایم جهنم است
اردی جهنمی که همیشه پر از غم است
اینجا به اوج عشق و علاقه نمی رسی
اینجا حضور خاطره ها گیج و مبهم است
می ترسم از خودم به خودم طعنه میزنم
این طعنه ها برای رسیدن به تو کم است
هر لحظه مثل صاعقه در من نشسته ای
سیلی دست حادثه هامان چه محکم است
کاری به جز شکستن وزن غزل نبود
وقتی که زخم قافیه ات عین مرهم است
اردیبهشت گفتی و گفتم نمی روم
آخر بهشت بی تو برایم جهنم است...
سید احمد حسینی
پی نوشت 1: رفتن آلوچه عزیز ناراحتمان کرد؛ هرکجا هست موفق باشه.
پی نوشت 2: صرفا جهت اطلاع.............. امروز بیست ویک ساله شدم؛در این ارتباط به « افاضات آقای خاص » سر بزنید.