سفره ی دل
باوجود اینکه علاقه ی چندانی به شعر نو ندارم ولی؛
این شعر بادلم بازی میکنه...
پدر آمد از راه
"دستهایش خالی"
پدر از پنجره بیرون انداخت
"سفره ی قلبش را"
بار دیگر گسترد !
ـ مثل دیگر شب ها ـ
یک شکم سیر محبت خوردند!
این شعر بادلم بازی میکنه...
پدر آمد از راه
"دستهایش خالی"
کودکان چشم به دستان پدر ...
پدر از پنجره بیرون انداخت
"سفره ی قلبش را"
بار دیگر گسترد !
"بچه ها"
ـ مثل دیگر شب ها ـ
یک شکم سیر محبت خوردند!
شادروان سید حسن حسینی
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم دی ۱۳۸۹ ساعت 9:19 توسط .